
در این آشفته بازار روزهای من و بی سامانی دنیایم که تنها وقت می کنم گاهی اینجا بنویسم و آن هم بیشتر درباره عکاسی، حیفم آمد از سومین کارگاه سایت عکاسی با عنوان «خلاقیت در تاریکخانه دیجیتال» که روز جمعه در تهران برگزار شد بگذرم.
عناوین مباحث مطرح شده تقریبا اینها بود:
پروسس فایلهای RAW، نورسنجی در عکاسی RAW، طرز تفسیر هیستوگرام نور در عکسهای RAW، آشنایی با نرمافزار Phaseone Capture One و بیان خصوصیات برجسته آن، روش پروسس غیر تخریبی عکسهای پرتره در محیط مبدل RAW، نکاتی درباره تون و کنتراست عکس، نورسنجی مدرن و تفاوت آن با نورسنحی نگاتیو، آشنایی با انواع کنتراست و طرز اعمال آن، کاربردهای پیشرفته کنتراست، روش آنالیز عکس برای تعیین روش پروسس مناسب و ...
همین ها کافی نیست تا باور کنید کارگاه خوبی بود؟

این کار را دست کم نگیرید. تشکیل چنین انجمنی واقعا هفت خوان رستم است.
هيات موسس بعد از ۴ سال این در و اون در زدن و شکستن غول بروکراسی و تایید وزارت کشور، پس از طي 30 جلسه و بررسی مدارك ارسالی 1000 نفر از عكاسان 91 شهر كشور، و اعلام فهرست نهایی پذيرفته شدگان، پنجشنبه ۲۶ آذر ماه، نخستین مجمع عمومی را تشکیل دادند.

در این جلسه موارد زیر انجام شد:
تصویب اساسنامه
انتخاب هیات مدیره
انتخاب بازپرس
تایین میزان حق عضویت
تعیین روزنامه کثیر الانتشار

فکر نکنید به خاطر قرعه کشی اون یک عدد دوربین CANON EOS 5D MARK II اومده بودندا.
نه فقط به خاطر سرنوشت عکاسی کشور.
فقط.
کلا عکاس ها انسان های خونگرم و خوش و دور هم جمع شویی!! و پیگیر و ... ای هستند.

از نکات جالب اینکه شهر قزوین در میان آمار عکاسان پذیرفته شده رتبه چهارم را در کل کشور دارد.
اطلاعات بیشتر از درباره این رویداد را اینجا و حواشیش را اینجا بخوانید. گزارش تصویری من از این مجمع هم در سایت گروه عکاسان قزوین قابل مشاهده است.
امیدوارم اتفاق خوبی برای عکاسان کشور باشد. نه و نه فقط عکاسان تهران !

بيست و يكمين جشنواره تئاتر منطقه 3 كشور در قزوين فرصت بسیار عالی بود برای بالا بردن خون تئاتر اینجانب. تنها ۲ اجرا را از دست دادم.
نمایش های "خانه کاغذی" و "قلاده برای سگ مرده" از نظرم بسیار خوب بود و داوران هم به نظرم احترام گذاشتند و تا می توانستند به این اجرا ها جایزه دادند. گزارشی از این جشنواره را اینجا ببنید.







دومین جشنواره عکس فیروزه که عنوان تنها مسابقه زنده عکاسی کشور (به گفته برگزار کنندگان) را به دوش می کشد چندی پیش در تبریز به پایان رسید. برای دیدن عکس های را ه یافته به بخش رنگی و سیاه سفید به اینجا مراجعه کنید.
همچنین آثار برگزیده دومین جشنواره عکس فیروزه در بخش سیاه و سفید را اینجا ، رنگی را اینجا و اثر برگزیده جایزه ویژه استاد شفاییه را اینجا ببنید.
حامد حق دوست تا کنون دو نقد ( 1 و 2 ) در سایت عکس آن لاین بر جشنواره فیروزه نوشته که خواندنش خالی از لطف نیست و گویا قرار است ادامه هم داشته باشد.


تصمیم ندارم درباره فیروزه ، وضعیت عکاسی و آنچه در ذهن دوستان عکاس می گذرد چیزی بنویسم چرا که به نظرم پر از نقد و انتقاد است و بهتر است که داد و هوار هایمان تنها به گوش عکاسان برسد.
فیروزه عرصه ای بود برای اثبات جو زدگی ما.
هر طرف را که نگاه می کنم مشتی آدم جو زده می بینم، درست عین خودم.

شب های دور از خانه، یاد آور خط شکنی هایم است.
دور که می شوی گویی خط قرمز ها هم رنگ عوض می کنند و راحت تر شکسته می شوند!
عازمم.
تا در دومین جشنواره سراسری عکس فیروزه شرکت کنم. شب های دور از خانه را این بار در تبریز سپری خواهم کرد، آن هم نه برای خط شکنی، نه برای رقابت! ، برای لذت بردن از همزیستی با این همه آدم .
تو مي گفتي وفادارم
محبت را خريدارم
ولي ديدم نبودي
تو گفتي آن حبيبم من
كه بر دردت طبيبم من
ولي دردم فزودي

در برابر زيبايی های طبيعی دره الموت شايد قلعه الموت به چشم نيايد. اين مسیر در پاييز به سرخي و زردي می گرايد. چين و واچين دامن هزار رنگ البرز كه گاه سرخ می شود و گاه سبز، گاه بنفش و گاه زرد شما را وا می دارد به ايستادن و ديدن.



الموت ترکیب دو کلمه " آله " (بمعنی عقاب) و " آموت " ( بمعنی آشیانه) که به مرور زمان تبدیل به "الموت" گشته است.

مهدی وثوق نیا در جمع عکاسان قزوین
۱- پیش از آنکه عکاسی را جدی تر دنبال کنم همیشه مشغول ایجاد آثار بدیع هنری! با فتوشاپ و نرم افزار های دیگر بودم.
خوشحالم که لااقل عقده هایم را پیش از عکاسی خالی کردم. عکس هایم کمتر آلوده به فتوشاپ است. (البته منظورم از نوع نادرستش است)
۲- سرویس عکس خبرگزاری فارس چند روزیست بخشی با عنوان گزارش تصویری استان ها را راه اندازی کرده.
هر چند به صورت آزمایش است اما من این جداسازی عکاسان مرکز و استان ها را اقدام خوبی نمی دانم. با چند نفر از دوستان هم که صحبت کردم با من موافق بودند.
۳- به آرامی آغاز به مردن نکن !
۴- دوستان خوبم مرا ببخشند که گاهی تلفنم را جواب نمی دهم، این روز ها دوست دارم بیشتر خود خواه باشم. دوست دارم برای خودم باشم. در غار خودم باشم.
خوشبختانه صندوق پستی هایم (در انواع مختلفش) همیشه آماده پیام هایتان است.
۵- پدرم که "بابا" صدایش می کنم میراث های بزرگی برایم به ارث گذاشته که موسیقی اصیل شاید یکی از آنهاست.
هر چند نتوانستم در نواختن سنتور خلاقیت داشته باشم اما به من یاد داد که از شنیدنش لذت ببرم و الحق که چه متعالی است موسیقی اصیل ایرانی.
شور شبانه امشبم همراه شد با شنیدن دو آلبوم جدید "مایه ناز" و "سفر عسرت" از سالار عقیلی و شهرام ناظری. هر دو را بشنوید مخصوصا مایه ناز که که عاشقترم کرد.

۶- با اینکه خیلی اوقات می نویسم اما دوست داشتم دفتر خاطرات روزانه داشته باشم، که وقتش را دادم به ادیت و پرداختن به عکس هایم.
دیشب داشتم افسوس می خوردم که کاش خاطراتم را می نوشتم، قطعا میراث خوبی می شد (آخه یکی نیست بگه خاطراتت به درد کی می خوره!) اما این وبلاگ و عکس هایم به نوعی دفتر خاطرات من است.
۷- به رسم مجری برنامه "دو قدم مانده به صبح" ، محمد صالح علاء ، که بسیار دوستش دارم (همیشه مرا یاد حماسه خداحافظی می اندازد ) این پست رو تقدیم می کنم به مهدی وثوق نیا که احتمالا این روز ها در پاریس است.
که شور شب هایم را مدیون او هستم.

مهدی وثوق نیا
۸- دلم تنگ است ...
امروز مراسم توديع و معارفه استاندار قزوين برگزار شد.
ناخودآگاه یاد ۱۵ماه پیش افتادم. آن روز هم همین مراسم، در همین سالن، به همین صورت برگزار می شد.
آن روز یکی می رفت و یکی می آمد


درست مانند امروز.

آن روز خوش و بش می کردند و همه چیز خوب بود

درست مانند امروز.

آن روز محافظان سر سازگاری نداشتند. به زور به دنبال جایی بودم تا از جلوی سالن عکس بگیرم. آن روز حس عکاسی نبود

درست مانند امروز.

آن روز هم وزیر آمده بود

درست مانند امروز.

در سیاست چقدر روز ها عین هم است. همه چیز تکرار می شود. خیلی هم تفاوت زیاد نیست.
فکر می کنند خیلی همه چیز فرق دارد اما این طور نیست. تکرار است و تکرار.
اصلا به من چه. من و چه به سیاست.
چرا به خودم فکر نکنم.
آن روز کجا بودم و حالا کجام.
به چه می اندیشدیم و حال در چه فکرم.
که بودم و چه شدم.
دقایقی پیش در خبر ها خواندم: علی کردان درگذشت!
.
فراموش کردم، آن روز یک شباهت بزرگ دیگر هم با امروز داشت.
آن روز هم زود یادم رفت که فرصت چقدر کم است.