
این روز ها در اتاقم به سر می برم. آرامشی عمیق در کنار پدر و مادرم. حالم تغییر چندانی نکرده...
به من فکر می کنی
همان قدر کم
که من فکر می کنم
به تو؟*

هر جور هم سعی می کنم حس قشنگی بهم دست نمی ده، وقتی با درد از خواب بیدار میشم. خنده ام گرفته از این همه درد. زنده بودن بعضی وقت ها خیلی هم آسون نیست.
آمار روز ها از دستم در رفته اما 10 روز بستری تو بیمارستان رو خوب یادمه. 10 روزی که چندان هم نتیجه نداده و زانوی پای چپم باز متورم شده. تازه فک درد و کمر درد و گردن درد هم اضافه شده.این خانه نشینی با شب های امتحان و شب های دیگه کاملا فرق داره. این روز ها عادت کردم اگر قرص ها خمارم نکنن کتاب بخونم و به خلوتم فکر کنم. تنها دو روزه که کامپیتورم رو روی زمین گذاشتم و می تونم ازش استفاده کنم.
از تمام کسانی که نسبت به بنده لطف داشتند و در بیمارستان به عیادتم اومدن ممنونم. من که راستش بهت زده شدم. حضورشون مایه دلگرمیم بود و به خودم برای داشتنشون می بالم و امیدوارم روزی فرصتی برای جبران این همه محبت داشته باشم. البته نه در بیمارستان.
درسته که حالم بده و درد دارم
درسته که چند وقتی منو نمی بینید و می دونم خیلی براتون سخته!
درسته که آینده کمی نگران کننده شده
ولی به قول فلانی "خب دل که دارم"
من همچنان مثل کوه خندون وایسادم و این پست تنها برای این بود که بگم که خیالتون راحت من زنده ام !
( آی ... این جمله آخر رو خیلی هم باور نکردید ایراد نداره )
آی ...
- کلا در بستر بیماری اگر دردتون کم باشه به یک چیر خیلی عمیق فکر می کنید: خوردن !
- از عکاسی نکردن بدتر هم وجود داره و اون اینه که نتونی آدم ها رو ببینی، زندگی رو اون جور که دوست داری لمس کنی. دلم برای راننده تاکسی ها تنگ شده. برای پرسه زدن تو خیابون. برای عرق کردن زیر آفتاب. برای حرف زدن با غریبه ها. برای غم آدم ها.
یه عکاس بدون پا می تونه عکس بگیره اما بدونه غم نه.
- همه آدم ها ببخشند اما احساس می کنم کله ام داره پوک میشه عینه کله باقی آدم های دنیا. شاید هم پوک بوده. فقط خوندن که کمی جلوی این حسو می گیره.
- عکاسی مانعی بر سر خیال پردازی؟
*گزیده شعر های ریچارد براتیگان - برگردان علیرضا بهنام

ثابت شده که جوان ایرانی بسیار جو گیره و جنبه هیچ چیز، حتی خبر خوش رو نداره. تا از تهران برگشتم مسمومیت غذایی زمین گیرم کرد. خدا نصیبتون نکنه. تازه بهتر شدم. جشنواره فیروزه رو هم به این دلیل و یه دلیل دیگه از دست دادم.
البته مادرم همچنان بر این باوره که هر چه هست کار "چشم حسوده"!
اسامی برگزیدگان بخش هنرهای تجسمی جشنواره ملی جوانان
نفرات برتر بخش عکس جشنواره جوان ایرانی اعلام شدند
در فرهنگ دهخدا آمده :
- چشم حسود: (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) چشم زخم . چشم بد. عین الکمال .
- چشم حسود کور: در تداول عامه یعنی کور بادا کسی که بچشم بد می بیند و به نظر بخل و حسد مینگرد.

گزارش تصویری: مسابقه اسکيت نونهالان در قزوين

گزارش تصویری: اختتاميه هفدهمين جشنواره هنرهاي تجسمي جوانان