
یادش بخیر. با داداشم زیاد کشتی می گرفتیم. یکی امیر خادم می شد و اون یکی علیرضا. می افتادیم به جون هم. با همه ی قدرت. خونه رو می ذاشتیم رو سرمون. بعضی وقت ها هم اون کشتی گیر معروف سیاه پوست می شدم. (فکر کنم اسمش رومرو بود)
وزن داداشم بیشتر بود و تا می تونست منو "بارانداز" می کرد. من هم شگردم "کنده" بود. "کنده شکی" از قد بلند ها خیلی هم سخت نبود.



یادش بخیر. اون زمان ها عمو هام عشق کشتی بودند. مخصوصا دو تاشون. یکی نیمه
حرفه ای کشتی می گرفت و یکی دیگه کلی رفیق داشت که من می گفتم گوش
هاشون باد کرده!
یادم نمی ره نصفه شب هایی که من خواب بودم و عموم از
مسابقات تهران با دوستاش یکراست می یومدن خونه ما.
حالا اون شور و عشق، جاش رو داده به زن و بچه و پول و مریضی.





یادش بخیر. انگار اون دوران برای کشتی هم طلایی تر بوده.







دنبال کردن اخبار و تصاویر ایران و جهان در روزهای خانه نشینی من رو به فکر برده. بشر به کجا می رود؟
1- دو روزه که شروع به فعالیت در خارج از خانه کردم. آفتاب فعلا چشمم رو می زنه!
2- عکس های هفته جهان به انتخاب تایمز را دوست دارم. اینجا می تونید ببینید. به صورت متوالی به عکس های هفته قبل می ره و اگر در ترجمه زیر نویس ها مشکل دارید ار مترجم گوگل کمک بگیرید. کافیه آدرس لینک رو اینجا کپی کنید.
3- عکس آن لاین هم چند وقتیه به صورت هفتگی عکس های منتخب ایران و جهان را منتشر می کنه.
4- دوستانی که علاقمند به کار با نور و ابزار نورپردازی در آتلیه هستن میتونن این سایت رو ببینن . در نوع خودش کار بدیعیه. گرچه تکنیک ها خیلی حرفه ای نیست. با این حال فکر میکنم کمک خوبی باشه در قدمهای ابتدایی. این هم یک نمونه / به نقل از پوتین
5- اونهایی که می تونند از فیلترین.گ عبور کنند عکس های بزرگ بوستون رو از دست ندن. فوق العاده ست.
6- این سوال رو که خوندم، یاد این عکاس آماتور آلمانی و عکس هاش افتادم. باید قبول کنیم ما خیلی عقبیم. این حتی از سوال هامون مشخصه.

تاریخ عکاسی در ایران به کم تر از ده سال پس از اختراع دوربین عکاسی در اروپا بر می گردد و از همان ابتدا عکاسان ایرانی با امکانات اندک، پیشگام عکاسان کشور های اسللامی شدند و در گرفتن عکس های هنری به اندازه ای از خود مهارت و تبحر نشان دادند که امروزه پس از گذشت قرنی و با وجود پیشرفت های شگرف، آثار به یادگار مانده آنان تحسین برانگیز و ستودنی است.
این پیشگامان هنر عکاسی گاه قسمت پایین عکس یا پشت عکس های گرفته شده را مهر می کردند، بخش فراوانی این مهر ها جنبه آرم دارند که تعداد در خور توجه آنها در تاریخ عکاسی ایران آمده است و در زیر تنها تعدادی از آنها را که به صورت مهر دستی استفاده شده می بینید.

از "کتاب مهر و حکاکی در ایران" نوشته "محمد جواد جدی".
پیرو پست قبلی: ما ایرانی ها از اون اول حقوق مولف و کپی رایت و این جور چیزا سرمون می شده. الان چی شده نمی دونم !

همیشه در عجب بودیم که چرا عکاسا با این همه ادا و اصول و برو و بیا، یه روز جهانی واسه خودشون ندارن. هر شب با این درد می خوابیدیم و امیدوار که یعنی می شه:
ما هم یه روز جهانی داشته باشیم؟!
به ما هم اس ام اس بدن و هی تبریک بگن؟!
هی ۱۰ تا ۱۰ تا اس ام اس فوروارد کنیم به این و اون و تبریک بگیم روزمون رو ؟!
تو هر چی سایت و خبرگزاری و فیس بوک و این ور و اون ور هوار بزنیم که آقا ما هم آره؟
که شکر خدا این پسرک زحمت کشید و با کلی تلاش و کاویدن روز جهانی عکاسی رو به ایرانی جماعت معرفی کرد و خبرش رو واسه یه سایت عکاسی فرستاد!
ایرانی بازی شروع شد!
تا همین الان که من پیش شمام هنوز فک و فامیل های دور و نزدیک ما دارن به من تبریک می گن و دعا می کنن نگاتیو هام هیچ موقع آفتاب نخورن! و زود خوب شی و از این حرفا ...
خوب زشت آقا
بی جنبه نشید
ضایع بازی در نیارین
بعدشم رعایت کنید!
چیو؟
آییننامه بازنشر مطالبو
همینی که گفتمو رعایت کنید!
اگه یه تشکر از بچگی نمی کنید لااقل درد و دلش بشنوید.
بد می گم؟