تبليغاتX
راز
راز
داستان های مرد جهانگرد
راه یافتن به جشنواره بین المللی فجر





نمایشگاه آثار رقابتی عکاسی و سفال چهارمین جشنواره بین المللی تجسمی فجرنیز چهارشنبه ۱۲ بهمن در فرهنگسرای نیاوران افتتاح شد. چهارمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر ۱۰ بهمن تا ۱۴ اسفندماه در تهران و ۲۹ استان کشور برگزار می‌شود. (لینک خبر) (گزارش تصویری نمایشگاه)


راه یافتنم به بخش عکس چهارمین جشنواره بین المللی تجسمی فجر بهانه ای شد برای شروع دوباره فعالیت وبلاگم.

|+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 12:13  توسط عرفان  | 

روز های شلوغ


من - حبیب - کاپتان ارشد - 1390

من - حبیب - کاپتان ارشد - هواپیمای Cessna172E

بدی بعضی از سفارشات عکاسی این است که اجازه انتشار عکس هایت را هم نداری. درست است که حقوق معنوی عکس ها همیشه متعلق به عکاس است اما اجازه انتشار را ممکن است سفارش دهنده از شما بگیرد. این یک ماه چند سفارش سنگین تمام وقتم را گرفته.


|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 3:24  توسط عرفان  | 

تدریس


عرفان دادخواه / 1390

من /  ارتفاعات سی دشت گیلان / امامزاده نور العرش / 1390
Photo : Mehdi Moradpour Edit : Erfan Dadkhah
Kiev camera - medium format
 
از اتفاقات مهم هفته گذشته برایم شروع کلاس های عکاسی مقدماتی در انجمن سینمای جوان قزوین بود. جایی که زمانی برای اولین بار عکاسی مرا به صورت جدی مجذوب خود کرد. همواره تدریس آنچه دوستش داری چندان هم آسان نیست. امیدوارم در این دوره بتوانم شاگردانم را به سمت خوب دیدن سوق دهم.
تفکر در هنر چیزیست که این روزها از آن لذت بیشتری می برم. امیدوارم شروع تدریسم منجر به کم شدن تولیدم در عکاسی نشود.

کلاس های عکاسی خصوصیم هم همچنان در "آموزشگاه شیوه" در حال برگزاریست. تلاشم در دوره های خصوصی بر این است که با شاگردانم به تجربه ای جدید در عکاسی برسیم.

این روز ها یک چیز بر من روشن شده: شتابزدگی نسل امروز در هر چیز و دوری از تفکر.

 

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 16:43  توسط عرفان  | 

چون دوست دشمنی کرد، دیگر چه می توان گفت؟

قزوین / آبان 1390 / عکس: عرفان دادخواه

قزوین / آبان 1390



چون دوست دشمنی کرد دیگر چه می توان گفت

با یار ناجوانمرد دیگر چه می توان گفت

با محرمان غمناک با همرهان ناشاد

با همدمان دم سرد دیگر چه می توان گفت

با بدقمار بدنرد با بد رگان نامرد

با رهزنان بی درد دیگر چه می توان گفت

مردانگی چو شد ننگ

بر مرد عرصه شد تنگ

فهلی چو خاری آورد

دیگر چه می توان گفت

در شهر خالی از مرد

با خاطری پر از درد

شبرو شب است و شبگرد

دیگر چه میتوان گفت

(دکتر مظاهر مصفا)

 

- برف امروز گرچه بر دلم نشست اما یاد آور یک دوست بود.

- توانستم 2 ترابایت از عکس قدیمییم را که بر روی دی وی دی آرشیو کرده بودم به یک هارد اکسترنام منتقل کنم. برای دسترسی بهتر، مشاهده مجدد و ...
لازم است که این روز ها تلاش کنیم در بین میلیون ها "بایت" گم نشویم!


|+| نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 4:4  توسط عرفان  | 

ما آمدیم

بعد از ظهر جمعه است و بعد از دیدن مستند " تهران چند درجه ی ریشتر؟ " و ایجاد شور و جو گرفتگی همیشگی، به یاد وبلاگم افتادم و در درونم ندایی شروع به سر دادن کرد که "ای پسر، دنیا چشم انتظار افاظات توست و اگر نام وبلاگت امشب در لیست وبلاگ های بروز شده بلاگفا نباشد، دنیا بی شک چیزی کم خواهد داشت."

دروغ است اگر بگویم از دنیای مجازی دور بوده ام که ناف من و هم نسلانم با واژه ی "اینترنت" بریده شده و اعتیادمان در این مورد علنیست و بر همگان آشکار.
.
اما کاهش حضورم در روز های اخیر، تنها برای رسیدن به آرامشی بود که چندان حاصل نشد.

به هر حال، به قول معروف "ما آمدیم" .


|+| نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 18:0  توسط عرفان  | 

نمایشگاهی به مساحت 1647195 كيلومتر مربع !




پس از 3 سال انتشار، ماهنامه ايران‌شناسي « سرزمین‌من » منتخبی از عکس‌هایش را به نمایش می‌گذارد. نمايشگاه عكس ايران‌شناسي « سرزمین‌من » شامل 80 قطعه عکس از حدود 50 عكاس سرشناس است كه از ميان 5هزار و 200 قطعه عکسی که این ماهنامه از 300 عکاس ایرانی و خارجی در 26 شماره خود منتشر کرده انتخاب شده‌اند. اين نمايشگاه از روز جمعه 6 آبان‌ماه در خانه هنرمندان تهران كار خود را آغاز و تا يك هفته ادامه خواهد داشت.

ويژگي متفاوت اين نمايشگاه، گستره متنوع عكس‌های به نمايش در آمده در آن است؛ عكس‌هايي كه موضوعات متنوعي چون فرهنگ و مردم‌شناسی، بناها و آثار تاریخی، چشم‌انداز و مناظر طبيعي، حيات‌وحش و نجوم طبقه‌بندي و عرضه شده‌اند. وسعت جغرافيايي اين عكس‌ها مرزهاي قديم و جديد ايران را در برمي‌گيرد و در آن‌ها عكاسان از رنگدانه‌هاي ريز بال يك پروانه، تا نماي بيكران دشت‌هاي ايران از فراز آسمان را پيش چشم بيننده مي‌گذارند. عكس‌هاي زير آب، ميكروگرافي، ماكروگرافي و تله‌اي نيز از عكس‌هاي خاص به نمايش درآمده در اين نمايشگاه هستند.

این نمایشگاه ساعت 16 روز جمعه 6 آبان‌ماه در تالارهای بهار و زمستان خانه هنرمندان افتتاح می‌شود و تا 12 آبان‌ماه ادامه دارد. علاقه‌مندان می‌توانند برای تماشای این عکس‌ها به نشانی: تهران، خيابان طا‌لقاني، خيابان موسوي شمالي (فرصت)، باغ هنر، خانه‌هنرمندان ايران مراجعه کنند. (خبر مربوطه)

- امیدوارم بتونم برم و عکس خودم رو ببینم.

|+| نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 0:58  توسط عرفان  | 

سفر

 نمی دانم دلیل این همه درگیری چیست. دلیل این همه وسواس. تمام این روز هایم درگیر عکاسیم. درکش برای خودم هم پیچیده شده ...
این خود زنی که من می کنم سرانجامش چیست؟

بزرگی گفت که "سفر"  چاره است .

|+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 0:31  توسط عرفان  | 

هتریک



در حال گرفتن جایزه رتبه اول بخش عکس پنجمین جشنواره مطبوعات و خبرگزاری‌های استان قزوین  (خبر)
 
سه سال است که این جایزه را می گیرم اما هنوز همانی که از وحید سالمی گرفتم برایم شیرین تر است.  ممنون از میثم عزیز برای این عکس و تبریک به او که دوم شد.

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 1:18  توسط عرفان  | 

هفته نامه پیام شهر



چند وقتی است با دوستان خوبم در "هفته نامه پیام شهر قزوین" به عنوان دبیر عکس همکاری می کنم.
اگر چه برآورده کردن نیاز تصویری یک هفته نامه محلی شاید کار وقت گیری نباشد اما رسیدن به نتیجه مطلوب بسیار سخت و زمان گیر خواهد بود.

پیام شهر، هفته نامه ای فرهنگی و اجتماعی با رویکرد شهری است که وابسته به شهرداری قزوین می باشد. سری جدید این هفته نامه با گرافیک جدید از ابتدای سال بر روی دکه های روزنامه فروشی شهر قرار گرفته است.

امیدوارم نظراتتان را در خصوص عکس های نشریه برایم ارسال کنید. دوستان عکاسم در صورت تمایل به همکاری می توانند با بنده تماس حاصل کنند. همچنین می توانید عکس هایتان را با موضوعات شهری به آدرس ایمیل من به نشانی dadkhah.erfan@gmail.com ارسال کنید تا با رعایت حقوق مادی و معنوی از آنها استفاده شود.



|+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 15:6  توسط عرفان  | 

مدیریت اطلاعات

چند روز قبل تماسی تلفنی با حسین رحمانی داشتم. در حین صحبت هایمان کلی یادداشت روی یک کاغذ نوشتم که حالا نمی توانم پیدایش کنم. انقدر گشته ام که کلافه شدم.
 



حسین رحمانی - عکاس


این روز ها شدیدا درگیر یک چیزیم ، شاید کمی خنده دار به نظر برسد: مدیریت اطلاعات.

عکاسی کردن زیاد، میل به دانستن زیاد، روابط زیاد، کتاب ها، مجلات، سی دی ها و دی وی دی های زیاد ... من را دچار اختلال کرده. احساس می کنم مدیریت همین چیزهایی که در دنیایم در جریان است زمان زیادی می خواهد.

نیاز به تمرکز دارم.
در این زمانه برنده، ذهن متمکز است.


|+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 3:56  توسط عرفان  | 

درنگ


"فرشید قلی پور" و "رضا دولت پور"در حال ضبط مستند "درنگ"

این روزها اتفاقات زیادی را پشت سر گذشتم که مجال خیلی کار ها و نیز به روز کردن اینجا را از من گرفت. اگر شد راجع به برخی هاشان برایتان خواهم نوشت:

دو روزی را با دوست خوبم "فرشید قلی پور" و تیم فیلمسازیش بودم. هدف هم ساخت فیلم مستندی راجع به من و زندگیم بود. قرار است این کار در قالب یکی از قسمت های مجموعه "درنگ" از صدا و سیما پخش شود. 


فرشید قلی پور ، رضا دولت پور ، علی صباحی فر

گرچه حال و هوای کار کمی از ذهنیت من و دنیایم دور است اما از "فرشید عزیز" برای انتخابش بسیار ممنونم و امیدوارم مجموعه "درنگ " موفق باشد.


|+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 5:33  توسط عرفان  | 

نفرات برتر مسابقه عکس "نقش زنان در دهه سوم انقلاب"

مراسم اختتامیه نمایشگاه و مسابقه عکس "نقش زنان در دهه سوم انقلاب"برگزار شد.


بیانیه هیات داوران :
به نام یگانه داور هستی که همانا اوست شایسته ستایش و بایسته نیایش

عکس هنر بیان احساسات با نور ، به وجود آورنده فرصتی است تا عکاس، از پس لنز دوربین زیبایی ها و زشتی های دنیا را وام گرفته و با نگاه خود درآمیزد تا عصاره ای از هستی را با نور به دنیا منعکس کند.
این جشنواره فرصت خوبی بود برای تقسیم نگاهتان که شایسته سپاس و تقدیر است.
جلسه داوری "مسابقه عکاسی بانوان در دهه سوم پس از انقلاب " روز جمعه هفدهم تیرماه برگزار شد و هیئت داوران با بررسی 176 تک عکس و 4 مجموعه عکس رسیده به دبیرخانه ؛ تعداد 30 تک عکس و 2 مجموعه عکس را شایسته نمایش در نگارخانه دانستند و ازمیان پذیرفته شدگان سه عکاس به شرح ذیل شایسته کسب رتبه های برتر در این مسابقه شدند.
1- مهری رحیم زاده : مقام اول ( بخاطر ارائه یک مجموعه عکس و یک تک عکس )
2- مریم خوئینی : مقام دوم
3- عرفان دادخواه : مقام سوم

ترازوی برتری نه کسب رتبه از جشنواره ،که تاثیری است که عکس و نگاه شما بر جهان دارد.

متن کامل خبر

|+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 5:18  توسط عرفان  | 

فرا ایکس

گویا من برگشتم. صدای ذهنم چیزی توی این مایه هاست : اینجا

|+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 2:56  توسط عرفان  | 

کسب رتبه سوم در مسابقه عکس "طعم بیداری"



با این عکس رتبه سوم را در مسابقه سراسری عکس "طعم بیداری" که با موضوع : معلولان ذهني، انسان - نياز - نوع دوستي در سبزوار برگزار شد، کسب کردم.
نرسیدنم به مراسم اختتامیه هم خودش خاطره ای شد و حالا باید منتظر پستچی باشم تا شاید جایزه ام را بیاورد.

آثار راه یافته به جشنواره
- خبر مراسم اختتامیه
- خبر مراسم اختتامیه در سایت عکاسی

|+| نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 2:4  توسط عرفان  | 

مجنون


by Zahra Khojasteh


مرا گویی کرایی، من چه دانم

چنین مجنون چرایی، من چه دانم

مرا گویی بدین زاری که هستی

به عشقم چون برایی، من چه دانم

منم در موج دریاهای عشقت

مرا گویی کجایی، من چه دانم

مرا گویی به قربانگاه جان ها

نمی ترسی که آیی، من چه دانم

مرا گویی چه می جویی دگر تو

ورای روشنایی، من چه دانم

مرا گویی ترا با این قفس چیست

اگر مرغ هوایی، من چه دانم+

مولانا


- امتحانات را تمامی نیست ! خسته شدم.

|+| نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 3:3  توسط عرفان  | 

پروژه عکاسی



این روزها ذهنم از عکاسی مستند خیابانی (نه اجتماعی) کمی فاصله گرفته.

به پروژه ای که از اواخر سال قبل انتخاب کرده ام علاقه مند تر شده ام.
دلم می خواهد از "خود نمایی" که گریبان گیر عکس هایم شده فاصله بگیرم و "صمیمیت" را به عکس هایم اضافه کنم.

این اواخر گاهی ساعت ها به عکاسی فکر می کنم. "هنر" این روز ها بخش عظیمی از دغدغه ام شده.

با کسب اجازه از اساتیدم این روز ها چندین شاگرد خصوصی عکاسی دارم.

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 3:5  توسط عرفان  | 

شب فراق


چه رفته است امشب سحر نمی آید؟
شـب ِ فــراق به پـایـان مـگر نمی آید؟

شدم به یاد تو خاموش ، آن چنان که دگر
فــــغان هم از دل ِ سنـــگم به در نمی آید

تو را مگر به تو نسبت کنم به جلوه ی ناز
کـه در تصـــور ، از ایــن خوب تر نمـــی آید

تو را مگر به تو نسبت کنم به جلوه ی ناز
کـه در تصـــور ، از ایــن خوب تر نمـــی آید

جمال یوسف گـُل ، چشم تیره روشن کرد
ولی ز گــمــشــده ی مــن خـبر نمی آید

به سر رسید مرا ، دور ِ زندگانی و باز
بلای محنت هجران ، به سر نمی آیــد

منال بلبل ِ مسکین بع دام ِ غم ، زین بیش
کـــه نالــه در دل ِ گــُل کــار گر نمـــــی آیــــد

ز باده ، فصل گــُلم توبه میدهد زاهد
ولی ز دست من این کار بر نمـی آید

دو روز نوبت ِ صحبت ، عـزیـــز دار رهی
که هر که رفت از این ره ، دگر نمـی آید

ساز و آواز شب فراق + / آلبوم شب جدایی / همایون شجریان / شعر : رهی معیری


|+| نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 4:1  توسط عرفان  | 

مردی بر فراز دار


اعدام قاتل سریالی ، معروف به راننده وحشت ، که مرتکب به قتل پنج زن میانسال بود./ Photo ; Erfan Dadkhah

اعدام دومین قاتل سریالی قزوین ، معروف به راننده وحشت ، که مرتکب به قتل پنج زن میانسال بود.

اعدام قاتل سریالی ، معروف به راننده وحشت ، که مرتکب به قتل پنج زن میانسال بود./ Photo ; Erfan Dadkhah



مادرم هیچ وقت من رو نمی بخشه. امروز چشم انتظار من بود. عکاسی از اعدام، به تاخیر در رسیدن به جشن فارغ التحصیلیم نمی ارزید!
در حالی که می دانستم عکس های اجرای ابن حکم رو خبرگزاریم کار نمی کنه.

روزی که برای اولین بار دست به دوربین زدم فکر نمی کردم این وسیله وسوسه کننده این گونه منو مسخ کنه. مسخی که خیلی چیز ها رو در زندگیم تحت شعاع قرار داده.

|+| نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 2:8  توسط عرفان  | 

پیشکسوت



جمعی از پیشکسوتان هنر قزوین



گویا این "جسارت" درونم کلا با واژه "پیشکسوت" مشکل دارد.

امروز در نشستی که استاندار قزوین با هنرمندان پیشکسوت شهر داشتند، باز هم از رزومه اساتید و آنچه در جوانی کرده اند و نکرده اند زیاد شنیدیم و از درد هنر و هنرمند کم.
جلسه هم، جلسه ی همفکری بود و قرار بود نتیجه ای مثبت برای حال من و امثال من داشته باشد.
 
تازه دریافتم که یکی از درد های بزرگمان آندسته از پیشکسوتانمانند که هنوز به دنبال شهرت اند و قدرت، به روز نیستند و تنها خود را می بینند...

خوشحالم که نماینده فیلمسازان و عکاسان حسن لطفی بود تا حداقل در این جلسه  نامی از "جوان" و دغدغه هایش بیاید.

...

عجم - استاندار قزوین / عکس : عرفان دادخواه

عجم - استاندار قزوین

کرم اللهی (حوزه هنری)، شفیعی ها (ارشاد) - دو مدیر هنری شهر قزوین / عکس : عرفان دادخواه

کرم اللهی (حوزه هنری)، شفیعی ها (ارشاد) - دو مدیر هنری شهر قزوین

 

- کلا هر گونه حرکت در عرصه هنر را به فال نیک می گیریم!

- الهی که اساتید هنر سال های سال زنده باشند و جسارتم را ببخشند!

- چقدر فرق است میان آنچه در ذهنمان می گذرد و آنچه در این جلسات می گذرد.

 - نگارش این پست رو دوست ندارم!

- !

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 3:7  توسط عرفان  | 

BMW 2002

BMW 2002 / عکس: عرفان دادخواه

امروز بعد از مدت ها با "احسان" بودم. همکلاس دوران دبیرستانم که حالا یکی از دوستان خیلی خوبمه.

از بچگی عشق ماشین بود و این BMW 2002 مدل ۱۹۷۵ هم آخرین عشقشه.

می دونم روزی به آرزو های بلند ترش می رسه.

- احساس می کنم یکی از دلایلی که عکس رو خیلی دوست دارم "صراحتشه". 

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 1:47  توسط عرفان  | 

مسابقات كشتي جام شاهد


مسابقات بين المللي كشتي آزاد و فرنگي جام شاهد


مسابقات بين المللي كشتي آزاد و فرنگي جام شاهد "يادواره سرلشکر شهيد عباس بابايي"در قزوين


مسابقات بين المللي كشتي آزاد و فرنگي جام شاهد

مسابقات بين المللي كشتي آزاد و فرنگي جام شاهد

مسابقات بين المللي كشتي آزاد و فرنگي جام شاهد

مسابقات بين المللي كشتي آزاد و فرنگي جام شاهد

مسابقات بين المللي كشتي آزاد و فرنگي جام شاهد

مسابقات بين المللي كشتي آزاد و فرنگي جام شاهد

مسابقات بين المللي كشتي آزاد و فرنگي جام شاهد

گزارش تصویری: مسابقات كشتي جام شاهد در قزوين (اینجا)



عکس: مهدی آقازاده

بعداز مدت ها قسمت شد "علی کاوه" را زیارت کنیم. با این هم سن، عجب انرژی دارد این مرد. عکس هایش هم گویای این مطلب است. (عکس هایش با دوربین نیکون D3 گرفته شده)


این دیدار بهانه ای شد تا یادی از حسن سربخشیان، سفر شان به قزوین در سال 86  کند و من را نیز به یاد دوستان قدیمی انداخت...

هنوز به یادشان هستم.


از راست: کاوه بغدادچی، حمیدرضا راغب، هادی ایراندوست، امیر لشکری، حسن سربخشیان، نعیم افشاری، محمد خیرخواه، الهام یزدیها (کوزت) نشسته: علی کاوه / جشنواره طریق جاوید / 1386 / ایسنا دفتر قزوین

از راست : حسن سربخشیان ، علی کاوه ، من


دیگه دوربینم تو رویداد های ورزشی داخل سالن رو جواب نمی ده. باید در فکر باشم.


|+| نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 4:17  توسط عرفان  | 

امیدوارم

همايش پياده روي خانواده در قزوین / عکس : عرفان دادخواه


همچون هم نسلانم،
امیدوارم،
به طلوع
به آینده
و
به تو
.
|+| نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 2:50  توسط عرفان  | 

در انتظار بهار

در انتظار بهار  / عکس: عرفان دادخواه

در انتظار بهار


تمام این شعر که سه واژه اش را هنوز بیشتر نسروده ام ، قبل از این نسروده ام، می خواهد بگوید که هوا برای زندگی کافی نیست... و نور نیز لازم...

و این می رساند که اگر رسانا باشد شعر، آنکه می سراید می تواند مرده باشد و می تواند کور

و این می رساند، که آنکه می رساند، عاشق است، که کور می تواند باشد و مرده...

پس هوا را از او بگیر، خنده ات را نه

پس هوا را از او بگیر، گریه ات را نه

...

از آلبوم بوسه های بیهوده + - محسن نامجو
 
|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 3:48  توسط عرفان  | 

نوستالژی

الهه رضایی - مجری قدیمی برنامه های کودک / عکس: عرفان دادخواه

الهه رضایی - مجری قدیمی برنامه های کودک تلویزیون

گیتی خامنه - مجری قدیمی برنامه های کودک  تلویزیون / عکس: عرفان دادخواه

گیتی خامنه - مجری قدیمی برنامه های کودک  تلویزیون

نوستالژی یعنی غم غربت و آن گونه ناراحتی که حاصل از دور بودن و دور شدن است. به عبارتی شما ابتدا نزدیک به چیزی بوده اید که با دور شدن از آن، احساس غم دوری می کنید.

از گفتگو با تورج حمیدیان / حرفه - هنرمند 35


پانزده روزی درگیر جشنواره ملی بازی و اسباب بازی بودم. از کار و زندگی  و علاقه و مطالعه و همه چیز افتادم. می خواهم چند روز را در طبیعت بهاری الموت سر کنم.


|+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 4:16  توسط عرفان  | 

اتفاق بزرگ

photo : Ralph Gibson

برای من اتفاق بزرگ زمانی رخ می دهد که آگاهی و احساسم از یک نقطه طغیان کند، یک لحظه کوتاه و قوی.

"رالف گیبسون"


|+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 4:4  توسط عرفان  | 

چهار شنبه سوری سرد


چهار شنبه سوری  - قزوین

گویا چهار شنبه سوری سرد امسال در ویلا های شخصی برگزار شد و برای برخی هم در مخروبه ها!
 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 16:10  توسط عرفان  | 

رشته هنر

امتحانات این ترم هم تمام شده.
امیدوارم ترم بعد آخرین ترم تحصیل در رشته مهندسی باشه. حضور در یک دانشگاه هنری آرزومه.
|+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 17:58  توسط عرفان  | 

شروع یک والایش

شروع یک والایش / عکس: عرفان دادخواه

در این پراکندگی درونم، در تلاشم.

در تلاش برای قرار گرفتن در مسیر "والایش"!


 
|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 5:12  توسط عرفان  | 

موضوعات جدید وبلاگم

در این روز های سرد و برفی در خانه به سر می برم و درس می خوانم.

دو قسمت جدید به وبلاگم اضافه کردم که در سمت راست می توانید به آن دسترسی داشته باشید. از این به بعد هم سعی می کنم انتخاب موضوعات دقیق تر باشد تا دچار گمراهی نشوید.

یکی از این موضوعات "پیشنهاد" است که آنچه به نظرم جالب می آید، از فیلم گرفته تا کتاب، یا حتی برگزاری یک ورکشاپ یا تئاتر خوب و هر هیچ جالب دیگر و ارزشمند به شما پیشنهاد خواهم کرد تا دوستانم هم از چیز هایی که من از آنها لذت خواهم برد لذت ببرند. شما هم می توانید کمکم کنید.

موضوع دوم "آموزش عکاسی" است که در آن تجربیاتم را درباره عکاسی در اختیارتان قرار می دهم. سعی می کنم این قسمت شامل نکات ساده، مفید و کوتاه نیز باشد تا به عکاسان مبتدی و علاقه مندان به هنر و عکس کمک کند.

پیش از این هم در قسمت "عکاسی" هر آنچا از دنیای عکاسی برایم جالب بوده قرار داده ام.

موضوعات دیگر وبلاگم هم کماکان پیش روی شماست:

عکس های من

تکه های قلب من: دست نوشته هایم  

آدم های زندگی من: پرتره هایی از آدم های زندگیم که دوستشان دارم و در زندگیم تاثیر گذار بوده و هستند.


|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 13:28  توسط عرفان  | 

مردن ات

یک رفتگر در انبار جاروی ایستگاه شماره 2 مدیریت پسماند / عکس: عرفان اددخواه

انبار جارو -  ایستگاه شماره 2 مدیریت پسماند - قزوین


هیچ چیز جلودارت نبود

تو مشغول مردن ات بودی .


برگرفته از شعر "مردن ات" از "مارک استرند"


|+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 3:24  توسط عرفان  | 

جمعه ی خوب

جمعه به اتفاق دو دوست خوبم، حامد و علیرضا سری به موزه ایران باستان زدیم و از منشور حقوق بشر کوروش دیدن کردیم.


منشور حقوق بشر کوروش / عکس: مهدی مریزاد
منشور حقوق بشر کوروش / عکس: مهدی مریزاد

3 دقیقه فرصت برای دیدن منشوری که تنها چهار ماه در ایران است و بعد از آن شاید دیگه هیچ موقع نتوان دیدش. البته بیخود خودتان را مچاله نکنید. به نظرم جایش در موزه بریتانیا بهتر است.


بعد از کمی گشت و گذار در خانه هنرمندان سری به گالری های زیر زدیم :

گالری "مهروا" : نمایشگاه گروهی نقاشی با موضوع "خواب" (26 آذر - 8 دی)

گالری "شماره شش" : نمایشگاه عکسهای "البرز کاظمی با عنوان "سکوت" (تا 13 دی)

نمایشگاه عکسهای


گالری آران - نخستین نمایشگاه انفرادی نیوشا توکلیان با عنوان "گوش کن" - عکس و ویدیو (از 3 دی)

عباس کوثری در کاتالوگ نمایشگاه این چنین نوشته است:

با چشمانی بسته، دهانی باز، ایستاده، رو به ما،
پشت به تاریکی،
گوئی در خیال، می‌خوانند، بی‌صدا، برای خود.
سالهاست که ایستاده اند.
رو به روزهائی که روزمرگی ست که می‌آیند و می‌روند
و باز ایستاده‌اند
رو به دنیائی که تاجی دروغین بر سرشان نهاده است.
ایستاده‌اند، در انتظار.

(این نمایشگاه را از دست ندهید)


گالری اثر - نمایشگاه نقاشی علیرضا آدمبکان 


روزمان هم با دیدن تئاتر حضرت والا به نويسندگى و كارگردانى حسين پاكدل با بازى عاطفه رضوى، مهدى سلطانى، مهدى پاكدل، داريوش موفق در سالن شماره يك تماشاخانه ايرانشهر واقع در باغ خانه هنرمندان به پایان رسید.


تئاتر حضرت والا - عکس رضا مطریان
تئاتر حضرت والا - عکس رضا مطریان

حسین پاکدل
حسین پاکدل



چند کتاب هم خریدم و دو دست خوب پیدا کردم.

به این میگن یه جمعه ی خوب.

|+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 18:42  توسط عرفان  | 

شب نویس

- عاشورا را در کاشان به سر بردم.

- این روز ها وقت کم می آورم.

- هر چه می خوانم کم است.

- هر چه یاد می گیریم کم است.

- بی قرارم.

|+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 0:24  توسط عرفان  | 

مستند اجتماعی

پیرمرد لباس فروش در بازار نعل بندان گرگان کلاهش رو محکم می کند تا باد  پنکه آن را نبرد / تابستان 1389 / عکس: عرفان دادخواه

پیرمرد لباس فروش در بازار نعل بندان گرگان کلاهش رو محکم می کند تا باد  پنکه آن را نبرد / تابستان 1389


"رادریک مک میلان" رئیس جامعه عکاسی آزاد OPS و مولف کتاب photographing people، "عکاسی مستند اجتماعی" را اینگونه تعریف می کند:

واژه عکاسی مستند به طور معمول، برای توصیف "فتوژورنالیسم گیرا" مورد استفاده قرار می گیرد و یا ثبت بصری و خلاقانه حالات مختلف جامعه، با هدف القای اطلاعات حساس و قابل ذکر به دیگران (بیننده ها).

میان عکاسی از اجتماع با عکاسی آنی به معنای جامع آن تفاوت وجود دارد.


مردی در حال خرید میوه در بازار نعل بندان گرگان / تابستان 1389 / عکس: عرفان دادخواه

مردی در حال خرید میوه در بازار نعل بندان گرگان / تابستان 1389


پل روثا، نظریه پرداز سینما، منتقد نویسنده و کارگردان جمله معروفی دارد: مستند نگاری، جدا از معرفی صرف سوژه و یا سبکی خاص، دیدگاه و هدف هنرمند را معین می کند. این ژانر گسترده، از تمام مهارت های تکنیکی ممکن نیز می تواند استفاده کند تا بیننده را تحت تاثیر قرار دهد.


شاگرد یک مغازه جگر فروشی در بازار نعل بندان گرگان پس از خوردن غذایش به بیرون مغازه نگاه می کند / تابستان 1389  /عکس: عرفان دادخواه

شاگرد یک مغازه جگر فروشی در بازار نعل بندان گرگان پس از خوردن غذایش به بیرون مغازه نگاه می کند / تابستان 1389


امروز برای داوری مسابقه عکسی که با موضوع "مستند اجتماعی" در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین برگزار شده سری به دانشکده معماری این دانشگاه زدم. حضور در این دانشکده  برایم یادآور کارگاه عکس خبری سه سال پیش محمد بود.

داوری توسط من و "سامان خادم" از هنرمندان تهرانی انجام شد و در نهایت بیست عکس به نمایشگاه راه پیدا کرد و از سه اثر تجلیل خواهد شد. عکس ها نسبتا ضعیف بود و بیشتر به فقر نگاری و پرتره نگاری از پیرمرد ها و پیر زن ها در خیابان می پرداخت.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 18:30  توسط عرفان  | 

تولد 25 سالگی انجمن سنمای جوان قزوین

مراسم بيست وپنجمين سال تاسيس انجمن سينماي جوانان ايران – دفتر استان قزوين / عکس: عرفان دادخواه

مراسم بيست وپنجمين سال تاسيس انجمن سينماي جوانان ايران – دفتر استان قزوين برگزار شد.

کیک مراسم بيست وپنجمين سال تاسيس انجمن سينماي جوانان ايران – دفتر استان قزوين / عکس: عرفان دادخواه

کیک 25 سالگی انجمن سینمای جوان قزوین


مراسم بيست وپنجمين سال تاسيس انجمن سينماي جوانان ايران – دفتر استان قزوين / عکس: عرفان دادخواه

مراسم بيست وپنجمين سال تاسيس انجمن سينماي جوانان ايران – دفتر استان قزوين / عکس: عرفان دادخواه

مدیر آژانس عکس ایران: وقت آن رسیده شاهد برگزاری جشنواره ملی عکس در قزوین باشیم.


مراسم بيست وپنجمين سال تاسيس انجمن سينماي جوانان ايران – دفتر استان قزوين / عکس: عرفان دادخواه

مراسم بيست وپنجمين سال تاسيس انجمن سينماي جوانان ايران – دفتر استان قزوين / عکس: عرفان دادخواه

حامد فارسی در حال گرفتن جایزه تدوین در جشن بیست و پنج سالگی انجمن سینمای جوان قزوین


عکس دسته جمعی جشن بيست وپنجمين سال تاسيس انجمن سينماي جوانان ايران – دفتر استان قزوين / عکس: عرفان دادخواه

عکس دسته جمعی


جای خیلی ها خالی بود. باز هم عکاسان جدا شدند، بهانه هم برگزاری هفته عکس در چند ماه آینده است. انجمن سینمای جوان را همیشه دوست خواهم داشت چرا که محل آشنایی من با دنیای هنر است.

|+| نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 1:32  توسط عرفان  | 

شب نویس

1- کاریکاتور های مانا نیستانی رو بصورت دائم تو فیس بوک دنبال می کنم. خالق همان کاریکاتور جنجالی روزنامه ایران که به خاطرش بازداشت شد.
باور کنید فیس بوک پدیده خیلی خوبیه هر چند  ...

Be aware of ...


Two Frames


Dance


Music of Peace

Hunger Strike



2- نمایش همزمان بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران در قزوین فرصت مغتنمی برای دوستان علاقه مند بود.

هر چی کار خوب دیدم، همان قدر هم کار بد دیدم!

فردا هم مراسم اختتامیه این جشنواره و نیز جشن بیست و پنجمین سال تاسیس انجمن سینمای جوان قزوین برگزار خواهد شد.

مکان و زمان جشن:  میدان میر عماد - مجتمع فرهنگی و هنری ارشاد / جمعه ساعت 17


3- این روز ها بیشتر می خونم.


|+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 20:11  توسط عرفان  | 

من فردا خوابم

در حال اومدن به خانه بودم و فکر کردن به اتفاقات امروز که چشمم به عکس روی بیلبرد میدان قدس افتاد که از سفر قلبی احمدی نژاد به قزوین گرفته بودم. اصولا در جایی که ما زندگی می کنیم زیاد اهمیتی نداره که کی اون عکس رو گرفته و چه زحمتی برای گرفتنش کشیده.

داشتم در پارکینگ رو باز می کردم که به رفتگر توی کوچه "خسته نباشید" گفتم و پرسیدم می دونی فردا صبح کی می خواد بیاد؟

جواب داد ممنون. هر کی بیاد من فردا خوابم!

سعی کردم همیشه عکاسی رو حرفه ای ببینم و با عشق و لذت عکس بگیرم اما حد این کار برام تا جایی بوده که غرور و حیثیت و شرافتم پای مال نشه.


|+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 1:39  توسط عرفان  | 

صدای برف

برف تازه که می یومد، با داداشم شال و کلاه می کردیم و می افتادیم تو برف ها.

شب بود و آسمان قرمز.

می دویدیم و می دویدیم تا خسته می شدیم و روی برف ها دراز می کشیدیم


صدای برف رو می شد شنید!

باید از جنس برف می شدی تا اون صدا رو می شنیدی

دلم برای صدای برف تنگ شده ...



دغدغه ام این روزها خوب بودن و درستکار بودن و آرامشه. روز های سختی جلومه و من تلاش خواهم کرد.

حقیر بودن رو دوست ندارم.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 22:51  توسط عرفان  | 

شب نویس

- به دوستانم در حوزه هنری قزوین قول داده بودم که در نمایشگاه  عکس اعتکاف شرکت کنم. برنامه ریزی های نمایشگاه و انتخاب عکس ها و دیگر مسائل همزمان شد با بیماری من و من تنها عکس هایی را که برای خبرگزاری از مراسم اعتکاف انتخاب کرده بودم به دوستان دادم تا بد قولی نکرده باشم.باقی کارها تماما توسط دیگران انجام شد و نتیجه تلاش آنها، نمایشگاه  "مقصود تویی"شد که درباره اش اینجا می توانید بخوانید.
دستشان درد نکند اما راضی کننده نبود.

- مصاحبه خبرگزاری برنا با من را اینجا بخوانید.

- فردا سری به نمایشگاه تخصصی کتاب هنر در فرهنگسرای نیاوران می زنم. (اطلاعات بیشتر)


|+| نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 1:8  توسط عرفان  | 

عشق به کشتی

 رقابت‌هاي انتخابي کشتی استان قزوين، يادواره سيدعلي اكبر ابوترابي /photo : erfan dadkhah


یادش بخیر. با داداشم زیاد کشتی می گرفتیم. یکی امیر خادم می شد و اون یکی علیرضا. می افتادیم به جون هم. با همه ی قدرت. خونه رو می ذاشتیم رو سرمون. بعضی وقت ها هم اون کشتی گیر معروف سیاه پوست می شدم. (فکر کنم اسمش رومرو بود)

وزن داداشم بیشتر بود و تا می تونست منو "بارانداز" می کرد. من هم شگردم "کنده" بود. "کنده شکی" از قد بلند ها خیلی هم سخت نبود.


 رقابت‌هاي انتخابي کشتی استان قزوين، يادواره سيدعلي اكبر ابوترابي /photo : erfan dadkhah

 رقابت‌هاي انتخابي کشتی استان قزوين، يادواره سيدعلي اكبر ابوترابي /photo : erfan dadkhah

 رقابت‌هاي انتخابي کشتی استان قزوين، يادواره سيدعلي اكبر ابوترابي /photo : erfan dadkhah


یادش بخیر. اون زمان ها عمو هام عشق کشتی بودند. مخصوصا دو تاشون. یکی نیمه حرفه ای کشتی می گرفت و یکی دیگه کلی رفیق داشت که من می گفتم گوش هاشون باد کرده!
یادم نمی ره نصفه شب هایی که من خواب بودم و عموم از مسابقات تهران با دوستاش یکراست می یومدن خونه ما.
حالا اون شور و عشق، جاش رو داده به زن و بچه و پول و مریضی.


 رقابت‌هاي انتخابي کشتی استان قزوين، يادواره سيدعلي اكبر ابوترابي /photo : erfan dadkhah

 رقابت‌هاي انتخابي کشتی استان قزوين، يادواره سيدعلي اكبر ابوترابي /photo : erfan dadkhah

 رقابت‌هاي انتخابي کشتی استان قزوين، يادواره سيدعلي اكبر ابوترابي /photo : erfan dadkhah

 رقابت‌هاي انتخابي کشتی استان قزوين، يادواره سيدعلي اكبر ابوترابي /photo : erfan dadkhah

 رقابت‌هاي انتخابي کشتی استان قزوين، يادواره سيدعلي اكبر ابوترابي /photo : erfan dadkhah


یادش بخیر. انگار اون دوران برای کشتی هم طلایی تر بوده.



 رقابت‌هاي انتخابي کشتی استان قزوين، يادواره سيدعلي اكبر ابوترابي /photo : erfan dadkhah

مسابقات کشتی انتخابی در قزوین برگزار شد .

|+| نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 2:4  توسط عرفان  | 

آرامشی عمیق

عرفان دونی

این روز ها در اتاقم به سر می برم. آرامشی عمیق در کنار پدر و مادرم. حالم تغییر چندانی نکرده...

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 2:47  توسط عرفان  | 

آی ...

به من فکر می کنی

همان قدر کم

که من فکر می کنم

به تو؟*

 

     خودمان انداختیم

هر جور هم سعی می کنم حس قشنگی بهم دست نمی ده، وقتی با درد از خواب بیدار میشم. خنده ام گرفته از این همه درد.  زنده بودن بعضی وقت ها خیلی هم آسون نیست.

آمار روز ها از دستم در رفته اما 10 روز بستری تو بیمارستان رو خوب یادمه. 10 روزی که چندان هم نتیجه نداده و زانوی پای چپم باز متورم شده.  تازه فک درد و کمر درد و گردن درد هم اضافه شده.این خانه نشینی با شب های امتحان و شب های دیگه کاملا فرق داره. این روز ها عادت کردم اگر قرص ها خمارم نکنن کتاب بخونم و به خلوتم فکر کنم. تنها دو روزه که کامپیتورم رو روی زمین گذاشتم و می تونم ازش استفاده کنم.

از تمام کسانی که نسبت به بنده لطف داشتند و در بیمارستان به عیادتم اومدن ممنونم. من که راستش بهت زده شدم. حضورشون مایه دلگرمیم بود و به خودم برای داشتنشون می بالم و امیدوارم روزی فرصتی برای جبران این همه محبت داشته باشم. البته نه در بیمارستان.

 

درسته که حالم بده و درد دارم

درسته که چند وقتی منو نمی بینید و می دونم خیلی براتون سخته!

درسته که آینده کمی نگران کننده شده

ولی به قول فلانی "خب دل که دارم"

من همچنان مثل کوه خندون وایسادم و این پست تنها برای این بود که بگم که خیالتون راحت من زنده ام !

( آی ...  این جمله آخر رو خیلی هم باور نکردید ایراد نداره )

 

آی ...

 

 -  کلا در بستر بیماری اگر دردتون کم باشه به یک چیر خیلی عمیق فکر می کنید: خوردن !

 - از عکاسی نکردن بدتر هم وجود داره و اون اینه که نتونی آدم ها رو ببینی، زندگی رو اون جور که دوست داری لمس کنی. دلم برای راننده تاکسی ها تنگ شده. برای پرسه زدن تو خیابون. برای عرق کردن زیر آفتاب. برای حرف زدن با غریبه ها. برای غم آدم ها.
یه عکاس بدون پا می تونه عکس بگیره اما بدونه غم نه

- همه آدم ها ببخشند اما احساس می کنم کله ام داره پوک میشه عینه کله باقی آدم های دنیا. شاید هم پوک بوده. فقط خوندن که کمی جلوی این حسو می گیره.

- عکاسی مانعی بر سر خیال پردازی؟


*گزیده شعر های ریچارد براتیگان - برگردان علیرضا بهنام

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 4:34  توسط عرفان  | 

جوان ایرانی بی جنبه

ثابت شده که جوان ایرانی بسیار جو گیره و جنبه هیچ چیز، حتی خبر خوش رو نداره. تا از تهران برگشتم مسمومیت غذایی زمین گیرم کرد. خدا نصیبتون نکنه. تازه بهتر شدم. جشنواره فیروزه رو هم به این دلیل و یه دلیل دیگه از دست دادم.
البته مادرم همچنان بر این باوره که هر چه هست کار "چشم حسوده"!


اسامی برگزیدگان بخش هنرهای تجسمی جشنواره ملی جوانان

نفرات برتر بخش عکس جشنواره جوان ایرانی اعلام شدند

 

در فرهنگ دهخدا آمده :

- چشم حسود: (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) چشم زخم . چشم بد. عین الکمال .
- چشم حسود کور: در تداول عامه یعنی کور بادا کسی که بچشم بد می بیند و به نظر بخل و حسد مینگرد.


 

|+| نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 16:25  توسط عرفان  | 

ترمز دستی

امتحانات ترمز دستی مغزم رو کشیده
عجب خاطره اي بشه "مهندس" شدن من ...


|+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 23:45  توسط عرفان  | 

سلام , خداحافظ

سلام , خداحافظ

چیزی تازه اگر یافتید

بر این دو اضافه کنید

تا بل

باز شود این در گم شده بر دیوار....

"زنده یاد حسین پناهي"


مجموعه شعر های حسین پناهی

آلبوم صوتی حسین پناهی  (با صدای خودش و پرویز پرستویی)

pdf تعدادي از شعر هاي حسين پناهي

 

هان ای پسر بکوش

 - بد شده ام. دلم برای انسان بودن تنگ شده.

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 22:10  توسط عرفان  | 

باز هم راي !

۱- فردا انتخابات شوراي مركزي خانه مطبوعات استان قزوین برگزار می شود.
از دوستان خواهش می کنم

اولا غیرت داشته باشند و در انتخابات حضور پیدا کنند تا ناکسان و آنان که هیچ از مطبوعات نمی دانند سرنوشتشان را تعیین نکنند. مطمئن باشيد اگر ببينم راي ام بي تاثير است خودم اولين كسي هستم كه راي نخواهم داد.

دوما جو گیر نشوند و تنها به کسی رای بدهند که همفکر و هم رای شان است.

در ضمن، به امير يخچاليان حتما راي می دهم، لااقل ترسو نیست و ايستاده . چون كوه ! 

 

۲- "هر چقدر بیشتر عکس ببینیم کمتر می توانیم عکس بگیریم و دیدن عکسهای دیگران ما را ضعیف می کند." +

آنچه خوانید صحبت های یکی از سخنران های سومین همایش فیلمسازان و عکاسان شهرستان آبیک است. پیش از این نیز همین کارشناس در یکی از جلساتی که خودم حضور داشتم بیان کردند: "مشکل عکسی قزوین به هیچ وجه آموزش نیست!"


احتمالا از نظر ایشان همین کلاس های انجمن سینمای جوان هم زیاد است و ممکن است به مغز آرتیست های جوان فشار بیاورد. نکند فکر می کنند
عکاسی فقط یادگیری نور سنجی و شاتر و دیافراگم است؟

عکاسان بزرگ و پیشکسوت قزوینی هنوز در ابتدای عکاسی گیر کرده اند و در جا مي زنند. دريغ از يك اثر درخور تامل.

آنچه می بینم تب "نادانی" است. تب "قدرت". تب "من، من". تب "کسوت پروری".

مخلص اساتید واقعی هستيم .

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 18:28  توسط عرفان  | 

بوي خوش برنج

شاليكاري در الموت قزوين / عكس: عرفان دادخواه
کشاورزان شاليکار هنگام کار در شاليزار منطقه رازميان الموت قزوين

امسال براي اولين بار شلوار هايم را بالا زدم و تا زانو در گل فرو رفتم تا از نشاكاري زنان الموتي عكس بگيرم. لذت اين كار خيلي بيشتر از آنچه فکر می کردم بود.
شاليزار هاي سبز و بوي خوش برنج ، يادگار خاطرات سفر هاي كودكيم به شمال و ديدن مادربزرگم بود كه دوباره برايم زنده شد.

شاليكاري در الموت قزوين / عكس: عرفان دادخواه

شاليكاري در الموت قزوين / عكس: عرفان دادخواه

شاليكاري در الموت قزوين / عكس: عرفان دادخواه

شاليكاري در الموت قزوين / عكس: عرفان دادخواه

گزارش تصويري: شاليكاري در الموت قزوين

-  دلم براي داداشم تنگ شده.

-  به بهشت نمي روم اگر مادرم آنجا نباشد .
                                                                حسین پناهی

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 19:0  توسط عرفان  | 

آدم های زندگی من 5

کسرا - 1389

کسرا - پسر دخترخاله

 

چشم هاي تو به چه چيزي گشوده خواهد شد

به چيزهايي كه چشم هاي من آن ها را

نخواهد ديد

شايد به خيابان هاي خالي

و جنگ افزارهاي عجيب و مهلك.

شايد به اديان و عرفان هاي غريب.

 

به فرشته هايي كه با دست هايت بازي مي كنند

بگو:

من فقط مي خواهم خنده ببينم.

                                                                                                                     عمید  ۱۳۸۹

|+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 19:27  توسط عرفان  | 

سكوت در لحظه عكاسي

 ۱- ديروز مستند "پژواك روزگار" را از يوتيوب گرفتم و ديدم.
در ميان صحبت هاي استاد شجريان آنجايي كه درباره ارتباط موسيقي، بوي‍ژه موسيقي اصيل و ديگر هنر ها صحبت مي شد شديدا در فكر فرو رفتم.
در عكاسي خبري و مستند كمتر عكاسي را سراغ دارم كه موقع عكاسي، موسيقي گوش دهد. البته اين نوع عكاسي جز اين هم نمي طلبد.
نگراني هم ندارد. دوستان موسيقي باز، اين خلا را هر موقع بخواهند حتي در هنگام اديت و انتخاب عكس ها جبران مي كنند.
اما عكاس معمولا در لحظه ثبت در سكوتي دروني فرو مي رود.

در مورد خودم لااقل اينگونه است. "موسيقي با كلام" اجازه فكر كردن را از من مي گيرد و مرا غرق در خود مي كند. 

به سكوت در لحظه عكاسي فكر مي كنم و تاثير موسيقي در عكس.

۲- نشست تخصصی تایپوگرافی با حضور دکتر فریس، استاد دانشگاه سن ديگو كاليفرنيا، از برنامه هاي خوب برگزار شده در ابتداي هفته و خوراكِ گرافيست هايي بود  كه نيامدند!
دليل هم داشت، همه بي خبر بودند!

دكتر سعيد فريس در نشست تخصصي تايپوگرافي در حوزه هنري قزوين /photo: erfan dadkhah
نشست تخصصی تایپوگرافی با حضور دکتر فریس، استاد دانشگاه سن ديگو كاليفرنيا

۳- در ایران به محض اينكه سوار یک تاکسی يا ماشين خالی بشوی، راننده داد مي زند: فلان مسير ۱ نفر!  فلان مسير ۱ نفر حركت!
و تا ماشين پر نشود از جايش تكان هم نمي خورد!!

اين نمونه اي خيلي كوچك از دروغگويي آشكار ما ايراني هاست ....

|+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 2:40  توسط عرفان  | 

مجسمه ها در هراس

مجسمه "سید علی اکبر ابوترابی" در "میدان تهران قدیم" قزوین که قرار بود روز ۹ ارديبهشت ۸۹ رونمایی شود / photo: erfan dadkhah

تندیس "سید علی اکبر ابوترابی" در "میدان تهران قدیم" قزوین که قرار بود روز ۹ ارديبهشت ۸۹ رونمایی شود

گویی سرقت سریالی مجسمه های پایتخت خواب را از چشمان مجسمه های دیگر شهر ها هم ربوده است به گونه ای که بعضی هاشان حتی خیال خود نمایی هم ندارند.

چقدر حرف است در پس ماجرای دزدیدن مجسمه های پایتخت!

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 2:32  توسط عرفان  | 

روز نویس

۱- در ورک شاپ "نور و عکاسی" سایت عکاسی دات کام ثبت نام کردم. کارگاه های قبلی بسیار مفید بود.
درباره ی کارگاه اینجا بخوانید.


۲- با این وضعیت اینترنت انگار حالا حالا ها مهمان کافی نت هستم. نداشتن لب تاپ و فاصله زیاد خانه تا محل کارم (شهر صنعتی تا قزوین) بسیار خسته ام می کند. دوست خوبی دارم که الان از آزمایشگاهی در شهر کولون هنگ کنگ با من چت می کند. مطمئنم در کشور های دیگر وضعیت شبکه و دسترسی به فناوری آی تی از ایران بهتر است.
من که کلافه ام. گاهی پیدا کردن یه کامپیوتر با امکانات حداقلی کار خیلی سختیه.

۳- این روز ها گاهی دلم برای آدم ها بی قراری می کند...

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 16:16  توسط عرفان  | 

 
business articles