
هر چی فکر کردم برای سال جدید چه کار جالبی توی وبلاگم انجام بدم سلول های خاکستریم جواب نمیدن. چه چیز بهتر از سلام
سلام بهار...
چند روزه هر صبح وقتی از خواب بیدار می شم شروع می کنم به فکر کردن به روزهای 86 . توی برگ های دفتر خاطراتم، آرشیو عکس هام ... برای من که عاشق تجربه های نوام واقعا سال 86 سال خوبی بود. خیلی جاها رفتم و تجربه های زیادی به دست آوردم . دنیاهای جدید رو دیدم. آدم های جدیدی رو پیدا کردم. الحق که کاوه عزیز توی پستی که برای تولدش نوشته بود آرزوهای قشنگی داشت که هر روز دارم بهشون فکر می کنم...
امیدوارم توی سال جدید منم آدم بشم...
در بخشش مثل ماندلا باشم...
حسادت و خیانت و بدقولی و بی وفایی و فضولی نکنم...
دوست بدارم و عشق بورزم...
دیگران رو شاد کنم...
بیشتر فکر کنم و بسنجم...
بیشتر ببینم و گوش کنم...
و خلاصه من هم می خوام زندگی کنم...
توی سالی که گذشت روزی نبود که از زندگیم لذت نبرم... از این بابت از خدا ممنونم. این جمله رو هیچ وقت فراموش نمی کنم: هیچ چیز بدتر از بسیار دیر بودن نیست! دوست ندارم برای زندگی کردنم دیر بشه.
توی سال قبل به خیلی ها بد قولی کردم. از همه کسایی که دلشون رو رنجوندم معذرت می خوام ... دوست دارم دیگه این اتفاق نیوفته... لامسب هیچ چیز بد تر از عذاب وجدان نیست.هیچ چیز.
دوست دارم توی اولین پست سال جدیدم از چند نفر تشکر کنم:
محمد خیرخواه عزیز و دوست داشتنی به خاطر کمک هاش
از حسین طاهری عزیز که عامل بسیاری از پیشرفت هام بود
از ایسنا عزیز که سال سختی رو پشت سر گذاشت
استاد عزیزم مهدی وثوق نیا که همیشه حضورش باعث دلگرمیه
علیرضا خدابخش که باعث افزایش آمار بازدید کننده های بسیاری از وبلاگ ها شد
حمید فروتن مسئول عکس شهرستان های ایسنا تهران که اگه نبود فکر نکنم 298 فریم عکس توی سایت ایسنا کار می شد
دوست های خوبم که توی دلتنگی ها و شادی ها باهام شریک شدند و عزیزایی که توی عکاسی، درس و زندگی بهم کمک کردند...
همین
تعطیلات خوبی داشته باشد