تبليغاتX
راز
راز
داستان های مرد جهانگرد
می دونید به چی فکر می کنم؟

تصمیم گرفته بودم امسال به خاطر امتحانات قید عکاسی از عزاداری رو بزنم ولی چه کنم که تاب تحملم کمه. همین که با دوستان تا لرستان نرفتم جای بسی خوشحالی و گرنه باید قید پاس کردن درس ها رو می زدم.
فردا از مراسم ظهر عاشورا تو قزوین عکاسی می کنم. فکرش رو بکنید کلی آدم منتظرن که به عکاسی کردن من گیر بدن.

شب تاسوعا هم که با حمید سری بیرون زدیم، دوستی کمک کرد تا بالای پشت بام امامزاده سلطان سید محمد بریم و ازم قول گرفت که عکسی از اون بالا تو وبلاگم بزارم. از قدیم گفتند مرد و قولش!

شب تاسوعا - امامزاده سلطان سید محمد (ع)

شب تاسوعا - امامزاده سلطان سید محمد (ع)

از دوستان قزوینی هم که درباره آیین ها و محل های خاص عزاداری این روزها تو قزوین (جز درخت چنار زرآباد) اطلاعاتی دارن ممنون می شم من رو هم در جریان بزارن تا شاید سال بعد با برنامه ریزی بتونم عکاسی کنم.

 ولی الان می دونید به چی فکر می کنم؟

به این؟
به این؟
...
نه
به اینکه سر در آوردن از زبان اسمبلی میکروپروسسور ۸۰۸۶ از بدست اوردن پایداری سیستم حلقه بسته ای که تابع تبدیل حلقه بازش رو داده باشن سخت تره ؟!!
باور کنید!

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 1:18  توسط عرفان  | 

 
business articles