
مراسم بیست و دوم بهمن امسال هم برگزار شد و دارم عکس هام رو تو سایت ایسنا می بینم. راستش با اینکه خودم عکاسشون هستم ، به این فکر می کنم که این عکس ها چقدر راست می گن و چقدر واقعین.
شاید عکس هام خیلی خوب نباشن و شاید حقیقت رو اون جور که بوده نشون نداده باشن ولی باور کنید تلاشم رو برای این کار کردم. اما این تلاش به چه قیمتی؟

امروز هم کلی توهین نه فقط به من بلکه به خیلی از همکاران خودم شد. نه جایگاهی برای خبرنگاران و عکاسان وجود داشت. نه کارت شناسایی صادر شده بود که لااقل هویت ما رو برای مسئولین فهیم ! برگزاری این مراسم مشخص کنه. نه ماشین مخصوصی برای عکاسان، نه بلندی هماهنگ شده ای.

امروز چقدر تلاش کردم تا چند فریم عکس خوب بگیرم. به خودم که اومدم فهمیدم از شدت استرس پاهام سست شده. اون لحظه بود که بهنام (سر دبیر باحال خودم) اومد و یک مقدار آرومم کرد.
بهنام راست می گه. آدم باید تلاشش رو بکنه ولی بدونه که این تلاش رو برای کی و برای چی داره انجام میده تا هیچ وقت بی انگیزه نشه.
یکی هست به من بگه با وجود این همه توهین و نفهمی و نادانی، اصلا چرا برای عکاسی از این جور مراسم ها باید انگیزه داشته باشم؟

امیدوارم کسایی که اعصاب من رو امروز خرد کردن راحت نخوابن چون تپش قلب امشب امانم رو بریده. فردا باید بسپرمش به دکتر. (یعنی الان من نفرین کردم؟)