تبليغاتX
راز
راز
داستان های مرد جهانگرد
شب نویس

۱- سیستم کاریم کاملا تغییر کرده. زمان به اندازه کافی دارم. خیلی با نظم تر شدم. بیشتر می خونم. زمان زیادی خونه هستم.
نداشتن لنز تله باعث شده که بسیار از سوژه ها اعم از ورزشی، مراسمات رو از دست بدم. راستش خیلی هم مهم نیست. فعلا سراغ موضوعات مستند باید برم. قزوین پر از این جور سوژه هاست. البته امیدوارم زود بتونم لنز رو با کلی قرض بخرم.

۲- دوستان در خبرگزاری فارس پیشنهاد کردند تا با یک هفته نامه در قزوین شروع به همکاری می کنم تا اینجوری از فضای خبری قزوین دور نشم.

۳- فکر نمی کردم تب یاهو ۳۶۰ و کلوب و این جور سایت ها انقدر همه گیر شده باشه. هر جوونی که بهم می رسه تا می فهمه دوربین به دستم پایه رفاقت رو می ریزه. حالا بیا ثابت کن که عکس پرتره نمی گیری. بعضی ها خواب و خوراکشون شده وقت گذرونی تو این سایت ها. 
پیش خودمون باشه اگه حالش باشه و نور داشته باشم یا فضای خوبی برای عکاسی پیدا کنم، عکس پرتره هم می گیرم. این هم یه تجربه ست دیگه.

عکاسی پرتره ژانر جالبیه. شناخت نور، ادیت و روتوش عکس و تجربه حرف اول رو توی این نوع عکاسی می زنه.
البته به نظرم داشتن یک سبک منحصر به فرد در مطرح شدن یک عکاس پرتره خیلی می تونه موثر باشه.

۴-  این روزها نمایشگاهی از آثار هنر های محیطی در مقابل شهرک ولایت قزوین برپاست. حرکت بسیار خوبیه، هر چند شاید نواقصی هم داشته باشه. باید کار ها برای عارف باشه. ناقلا امضا هم نزده.

۵ - همیشه دوستان به من لطف بسیار زیادی دارند. شرمنده رویشان که گاهی نمی رسم حتی جواب ایمیل ها و نظراتشون رو بدم.

۶- با خوندن کتاب "روی ماه خدا را ببوس" دنیا رو بهتر می بینم. رمان ساده و روانی بود ولی خوب چه کنم که منو گرفت.

۷- کلا حس می کنم خیلی عجیب غریب شدم.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 0:6  توسط عرفان  | 

 
business articles