تبليغاتX
راز
راز
داستان های مرد جهانگرد
شب نویس

مهدی وثوق نیا در جمع عکاسان قزوین / photo : erfan dadkhah
مهدی وثوق نیا در جمع عکاسان قزوین

 

۱- پیش از آنکه عکاسی را جدی تر دنبال کنم همیشه مشغول ایجاد آثار بدیع هنری! با فتوشاپ و نرم افزار های دیگر بودم.
خوشحالم که لااقل عقده هایم را پیش از عکاسی خالی کردم. عکس هایم کمتر آلوده به فتوشاپ است. (البته منظورم از نوع نادرستش است)

۲- سرویس عکس خبرگزاری فارس چند روزیست بخشی با عنوان گزارش تصویری استان ها را راه اندازی کرده.
هر چند به صورت آزمایش است اما من این جداسازی عکاسان مرکز و استان ها را اقدام خوبی نمی دانم.  با چند نفر از دوستان هم که صحبت کردم با من موافق بودند.

۳- به آرامی آغاز به مردن نکن !

۴- دوستان خوبم مرا ببخشند که گاهی تلفنم را جواب نمی دهم، این روز ها دوست دارم بیشتر خود خواه باشم. دوست دارم برای خودم باشم. در غار خودم باشم.
خوشبختانه صندوق پستی هایم (در انواع مختلفش) همیشه آماده پیام هایتان است.

۵- پدرم که "بابا" صدایش می کنم میراث های بزرگی برایم به ارث گذاشته که موسیقی اصیل شاید یکی از آنهاست.
هر چند نتوانستم در نواختن سنتور خلاقیت داشته باشم اما به من یاد داد که از شنیدنش لذت ببرم و الحق که چه متعالی است موسیقی اصیل ایرانی.
شور شبانه امشبم همراه شد با شنیدن دو آلبوم جدید "مایه ناز" و "سفر عسرت" از سالار عقیلی و شهرام ناظری. هر دو را بشنوید مخصوصا مایه ناز که که عاشقترم کرد.

۶- با اینکه خیلی اوقات می نویسم اما دوست داشتم دفتر خاطرات روزانه داشته باشم، که وقتش را دادم به ادیت و پرداختن به عکس هایم.
دیشب داشتم افسوس می خوردم که کاش خاطراتم را می نوشتم، قطعا میراث خوبی می شد (آخه یکی نیست بگه خاطراتت به درد کی می خوره!) اما این وبلاگ و عکس هایم به نوعی دفتر خاطرات من است.

۷- به رسم مجری برنامه "دو قدم مانده به صبح" ، محمد صالح علاء ، که بسیار دوستش دارم (همیشه مرا یاد حماسه خداحافظی می اندازد ) این پست رو تقدیم می کنم به مهدی وثوق نیا که احتمالا این روز ها در پاریس است.

که شور شب هایم را مدیون او هستم.

 

مهدی وثوق نیا / photo: erfan dadkhah
مهدی وثوق نیا

  

۸- دلم تنگ است ...

|+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 3:30  توسط عرفان  | 

 
business articles