
بدون شک جای دوستان در جشنواره خالی بوده و انتقادات بسیار جدی به جشنواره وارد است. اما واقعا آنچه تاکنون خوانده ام انتقادات خیلی موثری نبوده.
اولا نه تنها در جشنواره مطبوعات قزوین که در بسیاری از جشنواره های ایران از شرکت کنندگان رزومه ای خواسته نمی شود و به همین علت ممکن است کسی در بخشی که تخصصی ندارد شرکت کند و معمولا داوری بر اساس یک اثر انجام شود که ممکن است همان اثر در خور و حائز رتبه گردد.
به خصوص در عکاسی که این روز ها انواع و اقسام دوربین ها در دست همگان است و لذا کار دوستان عکاس بسیار سخت تر شده است.
تنها شرط شرکت در این جشنواره هم منتشر شدن آثار در یک بازه زمانی در یک رسانه بوده و بسیاری از جشنواره های مشابه در کشور تنها همین شرط را داشته اند.
تا آنجا که می دانم عکس های رتبه های دوم و سوم از سقوط هواپیما در قزوین بوده است. من عکس ها را ندیده ام که درباره آن اظهار نظری کنم اما یقینا داور جشنواره هر که بوده این اتفاق را به لحاظ خبری اتفاقی مهم و در خور تامل دانسته. ضمن اینکه داور هیچ گاه پیشینه حرفه ای شرکت کننده را نمی داند.
لذا انتقاد نه به کسانی که رتبه کسب کرده اند و نه به شرکت کردنشان در بخش عکس است و من هم اگر می گویم حقشان نبوده به این علت است که معتقدم افراد لایق تری بوده اند که شرکت نکرده اند.
این نقد نه به این جشنواره که به کل سیستم جشنواره ای در کشورمان کاملا وارد است.
دوم اینکه: من خودم بعد از تصمیم به شرکت کردن با دبیر جشنواره تماس گرفتم و از داوری در بخش عکس مطمئن شدم که فردی حرفه ای باشد. علت تغییر داوری را خودم پس از اتمام مراسم (با وجود کسب رتبه) از دبیر جشنواره پیگیری شدم.
واقعا تعداد آثار ارسالی پایین بود و بهمن جلالی داوری را نپذیرفت. به نظرم این از آن دسته انتقاداتی است که به علت شرکت نکردن خود دوستان به وجود آمده.
این را هم به برگزار کننده حق می دهم که با این استقبال بی نظیر ورک شاپی برگزار نکند! خود من که شرکت کردم مگر تقاضای ورک شاپ دادم که حالا خواهانش باشم.
سوم اینکه: به صرف تعداد شرکت کنندگان در یک جشنواره محلی نمی توان کلیت آن را زیر سوال برد. در هر شهر تنها چند گرافیست و عکاس حرفه ای و مقاله نویس خوب و ... داریم.
به نظرم این انتقادات کلیت جشنواره محلی را زیر سوال می برد. این طور باشد همه دوره های قبلی هم زیر سوال می رود. اصلا برگزار کننده باید صبر کند تا در هر بخش کلی حرفه ای شرکت کنند و بعد برگزار کند. تعداد شرکت کننده و عیار آنها، تنها اعتبار جشنواره را بالا می برد که نه من بلکه بسیاری قبول دارند که چهارمین دوره اعتبار زیادی نداشت.
چهارم اینکه :پوستر جشنواره اول را ندیدم اما پوستر جشنواره دوم صندلی بود که پایه اش یک قلم بود. جشنواره سوم قره نی (کلارینت) که یک طرفش قلم بود و این جشنواره چراغ راهنمایی که پایه اش قلم بود.
قبول دارم که شاید اجرای مناسبی نداشته اما به نظرم اتفاقا ایده اش به ذهنیت برگزار کننده این دوره و خود جشنواره بسیار نزدیک بود! به نظرم به جای گیر دادن به تندیس به چیز های اصلی بپردازیم تا شاید دردی دوا کند.
به نظرم دوستان تنها باید به علل عدم شرکت خود بپردازند که اصلی ترین نقد ها به جشنواره از همان جا نشات می گیرد.